من و قوم بلوچ
)برداشتی از یک سفر(
رويا وزيري
محقق و دانشجوي دكتراي تخصصي روانشناسي
از نوروز سال 1372 كه من همراه با گروه كوهنوردي دانشجوبان علوم پزشكي دانشگاه تهران به استان سيستان و بلوچستان سفر نموديم زمان بسياري گذشته است.
در آن سفر كه با ميني بوس از تهران آغاز شد به قصد مسافرت به استان سيستان و بلوچستان در ابتدا از مناطق تاريخي و فرهنگي زاهدان و زابل ديدار نموده و سپس سفر خود را به روستاهاي استان سيستان و بلوچستان ادامه داديم و از چند دهكده مانند روستاي دامن كه واقعا از نظر زيبايي مناظر طبيعي و آب و هواي بينظيري بود ديدن نموده و اقامت گزيديم. در عرض اين سفر هر وقت كه فرصتي جدا از برنامه كوهنوردي و ساير فعاليتهاي گروهي براي من پيش مي آمد به گشت و گذار در دهكده ها و ايجاد ارتباط و صحبت با افراد بومي بخصوص زنان مي پرداختم و سعي داشتم در مورد آداب و رسوم و فرهنگشان مطالبي بيشتر بدانم. بايد اعتراف كنم كه من مجذوب يكرنگي و مهمانوازي و رنگهاي شاد لباس زنان و همينطور تنوع و ظرافت هنرهاي سنتي شان مانند سوزن دوزي و آئينه كاري شده بودم.
از آنجا كه در دوران نوجواني علاقه مند به مطالعات مردم شناسانه و گشت و گذار در نقاط مختلف كشور عزيز مان بودم، سعي نموده كه اين سفر را مغتنم شمرده و در مورد آداب و رسوم فولكلوري شان مطالبي را جمع آوري نمايم و از آنجايي كه علاقه مند به هنر عكاسي نيز هستم عكسهاي مختلفي از مردم و مناظر دهكده ها و شهرهايي كه در این مسير بود، تهيه نمودم. لازم به ذكر است كه تهيه همين عكسها و مصاحبه هايي كه در اين سفر رويائي انجام شد باعث گرديد كه در سال 2002 كه من براي ادامه تحصيل در مقطع دكتراي روانشناسي به شهر پونا (هندوستان) آمدم مشوقي براي تهيه فيلم هاي مستند در مورد قوم بلوچ ايراني الصل كه از سالهاي پيش به هندوستان مهاجرت نموده بودند گردد. در حقيقت، بعد از اقامت در هندوستان و چند سفر كه به مناطق تاريخي داشتم و آشنايي بيشتر با آداب و رسوم مناطق مختلفي از هند، دوست داشتم كه اي كاش بتوانم كه اين فرصت پيش آمده را مغتنم شمارم و بتوانم در زمينه مردم شناسي نيز مطالعاتي انجام دهم و آشنايي من با آقاي سانجي گود بوله محقق و ناشر كتابهاي ادبي در شهر پونا باعث شد كه بتوانم به اين خواسته ام جامه عمل بپوشانم و طبق گفته ايشان با تماشاي عكسهايي كه من از سفر به استان سيستان و بلوچستان تهيه نموده و همينطور ساير عكسهاي تاريخي كه در آلبوم خانوادگي ما بود، ايشان به من پيشنهاد نمودند كه به تهيه يك سري فيلم مستند مطالعات قوم شناسانه در مورد تعدادي قوم بلوچ كه در شهر پونا و حومه آن مسكن گزيده اند بپردازيم. من نيز با علاقه اين پيشنهاد را پذيرفته و اليته قبل از تهيه فيلمهاي مستند سعي نمودم كه با تحقيق و استفاده از اينترنت يك سري مطلب در مورد قوم بلوچ در كشور هاي هندوستان و پاكستان تهيه نمايم و سپس شروع به تهيه فيلمهاي مستند نموديم.
البته گرفتن اجازه و مساعدتهاي لازم در ابتدا كمي كار را مشكل نمود ولي با كمك خداوند متعال و پشتكار توانستم در حد ساده با ملزومات دانشجويي به تهيه 6 فيلم مستند از نقاط مختلفي كه قوم بلوچ ايراني تبار كه از سالهاي گذشته به هندوستان مهاجرت نموده و در نقاط مختلف شهر پونا و حومه سكني گزيده بودند تهيه نماييم. در اين فيلمها سعي گرديده كه با مصاحبه هاي مختلف و همينطور نشان دادن آداب و رسوم و طرز زندگي فعلي آنها را مستند سازي نماييم. در واقع اين سري فيلمها اولين فيلمهاي مستندي هستند كه تابحال در اين رابطه از قوم بلوچ ايراني تهيه شده است.
در سال 2002 يك مورد از فيلمها در جشن واره بين المللي در تهران نمايش داده شد، همينطور در جشنواره مستند سازي ايران و سوئد در سال 2005 در باشگاه هنرمندان ايران در معرض ديد دانشجويان و علاقه مندان به فيلمهاي مستند قرار گرفت، كه مورد توجه واقع شد. ضمنا از عكسهاي مربوط به صحنه هاي تهيه فيلم مستند نيز يك نمايشگاه عكس در سال 2005 در دانشگاه علوم اجتماعي دانشگاه تهران با مساعدت استاد جامعه شناسي دكتر آزاد براي دانشجويان برگزار شد. چند نمونه از فيلمها نيز به سفارت جمهوري اسلامي ايران در دهلي نو و كنسول گري جمهوري اسلامي ارسال گرديد.
اميدوارم تهيه اين فيلمها و نمايشگاهها بتواند در جهت شناخت و كمك به گسترش فرهنگ بلوچهاي عزيز در ايران و هند موثر واقع شود و در بهبود وضعيت زندگي آنها مفيد باشد.
توجه: در متن فوق نویسنده فقط به آن دسته از اقوام بلوچ اشاره نموده اند که در چندین قرن پیش مهاجرت آنان از ایران به هندوستان صورت گرفته است و بنابراین این متن مربوط به "دانشجویان بلوچ ایرانی در حال تحصیل در هند" نمیباشد.
